close
دانلود آهنگ جدید

در استراتژی ترور حاج مسعود رجوی همیشه در لانه امن و اعضای اسیر قربانی خشونت میشوند

من زهرا معینی ، خواهان یک مناظره ای تلویزیونی رودررو و مستقیم با ریئس جمهورمادالعمر و(مسئول شورای ملی مقاومت) هستم
صدای زنان - امروز : یکشنبه 10 فروردین 1399
تبلیغات در سایت

مترجم سایت

۲
۱
basn

مسعود رجوی,فرقه رجوی,زندان لیبرتی,

در استراتژی ترور حاج مسعود رجوی همیشه در لانه امن و اعضای اسیر قربانی خشونت میشوند

در استراتژی پرهیز از خشونت، رهبران همیشه در صف مقدم مبارزه قرار دارند و در این راه زندان و آسیب های زیادی را به جان می خرند. سمبل چنین رهبرانی مصدق و امیرکبیر در تاریخ معاصر ایران هستند. ولی از سوی دیگر در استراتژی خشونت و ترور همیشه رهبران در منطقه ای امن قرار گرفته و اعضای عادی قربانی استراتژی ترور و خشونت می شوند. سمبل چنین رهبر 

 مجید روحیدر عصر انفجار و انقلاب انفورماتیک و اطلاعات و انبوه رسانه های فرا مرزی *اینترنت، ماهواره و… * برای هر انقلاب و دگرگونی کافی است فقط مردم و دانشگاهیان و اقشار مختلف را در کوتاهترین زمان هوشیار و آگاه نمود

*نمونه های انقلابهای سیل آسا و غافلگیر کننده در کشورهای مهم عربی* درکشور ایران نیز بازخوانی و نقد استراتژی ترور و خشونت در جامعه گسترش بیشتری پیدا کرده است و دلایل این امر را در محورهای زیر می توان برشمرد.

* این دوره به دلیل شکل گیری زمزمه های فرهنگ مدارا و راه حل های مبارزات مسالمت آمیز بویژه بعد از دوم خرداد ۱۳۷۶ ضرورت نقد فرهنگ خشونت در حوزه سیاسی و اجتماعی بیشتر احساس شده است

* دلیل دیگر را می توان به بن بست رسیدن کامل مبارزات خشونت آمیز و مسلحانه در صحنه سیاسی اجتماعی ایران جستجو کرد

* دلیل دیگر شاید فاصله گرفتن فعالان سیاسی از * آرمان گرایی * و گام برداشتن در مسیر * واقع گرایی * ارزیابی کرد

* دلیل دیگر را نیز باید فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی دانست، که عقبه پشتیبانی مادی و معنوی شورش های مسلحانه و خشونت آمیز بوده است * تحت عناوین اردوگاه سوسیالیزم و مادر انقلاب ها *

* وقوع عملیات تروریستی یازدهم سپتامبر

* وقوع انقلابهای سیل آسا و بدون سازماندهی در کشورهای عربی ارزیابی کرد، که اراده و خواست این ملتها به انقلابهایی برق آسا انجامید که برای سازماندهی و تحقق آن توسط سازمانهای انقلابی به سالها وقت و انرژی نیاز بود

خشونت و تروریسم را در یک تقسیم بندی کلی به دو بخش ترور سرد و و ترور گرم می توان تقسیم کرد و ترور سرد را زاییده * فرهنگ خشونت * تلقی کرده و ترور گرم گام اول برای گام برداشتن به سوی ترور گرم و استراتژی مبارزه مسلحانه می باشد

در این مقاله تلاش داریم به جای استراتژی خشونت و ترور و عملیات مسلحانه، ضرورت استراتژی مبارزات عقلانی و سیاسی و اصلاح طلبانه را مورد توجه قرار دهیم
بنابراین بطور آگاهانه به * خشونت در نزد نیروهای اپوزسیون * بیش از *خشونت در نزد حاکمان * پرداخته می شود

چرا که اتخاذ راه حل های خشونت آمیز برای تغییرات سیاسی، مانعی بر سر دمکراسی می باشد و اگر صف اپوزیسیون از خشونت پاک شود، حاکمان آینده نیز از خشونت پاک خواهند بود
مردم ایران در بخش اعظم زندگی سیاسی خود در یک قرن اخیر تجربیات گرانبهایی را بدست آورده اند که اگر بتوان ارزیابی منصفانه ای از آنها داشت، می تواند راهگشای آینده مردم ما باشد

در یک قرن اخیر حاکمانی وجود داشتند که بر خلاف رضایت مردم بر حکومت ماندند و از طرف دیگر شورش گرانی هم وجود داشتند که برای کسب قدرت و حاکمیت سیاسی به مبارزه برخاستند و برای رسیدن به قدرت از روش های رادیکال و خشونت آمیز و ترور و عملیات مسلحانه استفاده کرده اند

برای مردم ایران تجربه های تاریخی خشونت آمیز و استفاده از زور در سیاست *چه در موضع حاکمیت و چه در موضع اپوزسیون * آنچنان نهادینه شده است که سیاست را با زور و خشونت و حذف رقیب عجین شده می بینند و از طرف دیگر برای شورش گران و حتی بخشی از روشنفکران نیز، تغییرات سیاسی با روش هایی غیر از * راه حل های خشونت آمیز * تقریبا ناممکن فرض شده است

بنابر این تنها راه باقی مانده برای تغییرات سیاسی، خشونت و ترور و عملیات مسلحانه فرض می شود

ضمن اینکه تجربه تاریخی چند قرن جابجایی قدرت سیاسی، از شاه و حاکم وقت، به شاهان و حاکمان جدید، که تمامی با عملیات نظامی و قهر صورت گرفته است به فرضیه و باور بالا کمک می کند، که تنها راه مبارزه با حاکمان، خشونت و ترور و عملیات نظامی و مسلحانه می باشد

نکته جالب اینجا است که در دیدگاه خشونت طلب یک شورشی، راه حل های دیگر مبارزه، از طریق سیاسی و مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه، سازش سیاسی و وابستگی به حاکمیت وقت تبلیغ و تبیین می شود

بطــور مثال وقتی که اعضای اسیر در فرقه رجوی هنوز در بند ایدئولوژیکی فرقه رجوی اسیر بودند حاج مسعود رجوی رهبری فرقه از شخصیت سیاسی بازرگان و داریوش فروهر که به روش های مبارزاتی مسالمت آمیز و سیاسی و غیر خشونت طلبانه اقدام می کردند، چهره هایی سازشکار و خیانت پیشه در ذهن اعضای اسیر در فرقه و مسئولین بالای فرقه می ساخت و یا هنگامیکه بعضی از اعضای فرقه رجوی متوجه می شدند که فرضا مهندس بازرگان استاد دانشگاه در زمان رژیم شاه بوده و یا بعضا مقام های اداری نیز داشته، ولی در عین حال به مبارزه سیاسی با رژیم شاه نیز مشغول و سالها در زندان های شاه بسر برده بود، دچار تناقض و شگفتی می شدند، یا هنگامیکه اعضای اسیر در فرقه و مسئولین منتقد فرقه به استراتژی مبارزه مسلحانه انتقاد می کردند، حاج مسعود رجوی رهبر فرقه آنها را بریده از مبارزه قلمداد می کرد در صورتیکه ترک خشونت به معنای ترک مبارزه نیست بلکه ارتقا سطح مبارزه به شیوه های عقلانی و واقع گرایانه است

آیا استبداد از مقاومت و استراتژی پرهیز از خشونت و مشی های مسالمت آمیز ترس بیشتری دارد یا از استراتژی ترور و خشونت؟

برای حاکمان خشونت طلب هیچ چیز بهتر از این نیست که طرف مقابل نیز لباس خشونت بر تن و ابزار ترور بر دست داشته باشد

گاندی در مورد مقاومت در مقابل استعمار انگلیس می گوید

انگلیسی ها چون مسلح به مسلسل هستند، بسیار علاقمند هستند که ما هم مبارزات خود را بر محور مسلسل استوار کنیم

یا رژیم شاه مخالفین مسلح خود مانند فرقه رجوی و سازمان چریک های فدایی خلق را به راحتی در درون و بیرون زندان سرکوب می کرد، اما آیا در مقابل موج * پرهیز از خشونتِ * مردمی که جلوی تانک ها دراز می کشیدند و یا به سربازان و افسران ارتش شاه شاخه گل هدیه می کردند، نیز می توانست فرمان آتش بدهد؟

حاج مسعود رجوی و فرقه اش برای تثبیت استراتژی خشونت و ترور حتی از چهره دکتر شریعتی به دلیل اینکه خود دست به اقدام خشونت آمیز و مسلحانه نزده بود و یا اینکه به صراحت و روشنی از مبارزات خشونت آمیز و مسلحانه فرقه رجوی حمایت نکرده بود با نگاه تحقیر و سازش و عدم کشش مبارزاتی به دکتر علی شریعتی نگاه می کرد و به همین دلیل خط * شریعتی زدایی * را در فرقه رجوی در سال ۱۳۶۵ به اجرا درآورد

با اینکه بعضی از کارشناسان مسائل سیاسی ایران اعتقاد دارند شریعتی نیز مانند صمد بهرنگی چاقوی خشونت و مبارزه مسلحانه را تیز می کرده اند، ولی می توان به دلیل نوع کار تخصصی و فرهنگی و شیوه مبارزاتی که دنبال می کرده اند، حتی شریعتی و بهرنگی را تهدیدی علیه جریان های پیرو عملیات مسلحانه و تروریستی ارزیابی کرد و به همین دلیل نیز فرقه رجوی در سال ۱۳۶۵ یک دوره یک ماهه را به آموزش شریعتی زدایی در پایگاه هایش در عراق اختصاص داد

به لحاظ تاریخی نیز یکی از بارزترین جلوه های این بحث نظری بین لنین انقلابی از یک سو و کائوتسکی اصلاح طلب در جنبش کمونیستی وجود داشته است

لنین و انقلابیون نه تنها به لحاظ نظری * رفرم و اصلاح * را محکوم به شکست می دانستند، بلکه بطور عملی نیز با آن مبارزه می کردند

چرا که پیروزی رفرم و اصلاح طلبی را، تسکین موقت دردها و موجب عقب افتادن جراحی خونین از طریق انقلاب می دانستند بعدها نیز انقلابیون شورشگر، رفرمیست ها را جریان رنگ باخته و بریده از انقلاب نامیدند که بعدها حتی به حذف فیزیکی و تبعید و ترور تروتسکی توسط استالین منجر شد

آیا آن پزشک و اندیشه ای که *جراحی خونین * را رهبری می کند، در آینده و در موضع حاکمیت چاقوی جراحی را بر زمین خواهد گذاشت؟

آیا حاج مسعود رجوی و فرقه اش که قبل از رسیدن به حاکمیت در تشکیلات خود زندان انفرادی راه می اندازد بعد از رسیدن به حاکمیت دسته کلید سلول های انفرادی زندان ها در فرقه اش و چاقوی جراحی خود را بر زمین خواهد گذاشت؟

آیا همان دلایل و ضرورت هایی که زندانسازی و زندانبانی را در لباس اپوزیسیون توجیه می کند، در آینده نیز در لباس حاکمیت دیکتاتوری و حذف فیزیکی و سیاسی رقیب را در دستور کار نخواهد داشت؟

در صورتیکه تئوریسین های استراتژی خشونت و مبارزه مسلحانه و تروریستی تلاش در تولید و خلق کینه و قهر به اصطلاح انقلابی دارند. حتماً فروش نشریه فرقه رجوی بر سر چهار راه ها * در صورتیکه این کار در دکه ها و کیوسک های مطبوعاتی قابل عرضه بود * و ایجاد درگیری و برانگیختن و تولید کینه در حمله گروه های فشار و خشونت طلب، در اوایل انقلاب را، به دختران نوجوان و جوان در فاصله ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ را به خاطر دارید و به لحاظ روانشناسی برای اقدام به جراحی خونین در سی خرداد ۱۳۶۰ و شروع ترور و خشونت به چنین پیش شرط های روانی نیاز بوده است

در استراتژی خشونت، اصل و مبنا تزریق کینه و قهر به فرد شورشگر است، تا قهر و کینه نباشد، گلوله از لوله سلاح شلیک نخواهد شد. بعدها نیز، در سال ۱۳۶۶ برنامه تلویزیونی فرقه رجوی در عراق، شروع به تولید فیلم های نمایشی از شکنجه های زندانیان سیاسی توسط آخوندهای دجال کرده بود

این فیلم های نمایشی با انگیزه استفاده روانی و تبلیغاتی و تولید کینه، آنچنان تحریک کننده بود، که بچه های نوجوان دچار کابوس و بی خوابی های شبانه شده بودند

ولی همچنان تشکیلات بر حضور نوجوانان برای دیدن این فیلم ها تاکید داشت و آن را آغاز مناسبی برای انتقال آنان از مدرسه فرقه رجوی به درون تشکیلات می دانست 

ولی سرانجام به دلیل اعتراض پدر و مادرها نمایش آنها بعد از مدتی اجباراً برای نوجوانان ممنوع شد

فیلم های نمایشی پخش شده در برنامه تلویزیونی فرقه رجوی در عراق، حتی مورد اعتراض نیروهای سیاسی چپ نیز قرار گرفت و آن را عامل ترس و عقب نشینی مردم برای پیوستن به مبارزه علیه آخوندهای دجال ارزیابی کردند

اعضای اسیر درون فرقه رجوی نیز با دیدن فیلم های بزرگ نمایی شده مربوط به شکنجه های آخوندهای دجال دچار خود کم بینی می شدند و این سوال در ذهن آنان شکل می گرفت، که اساساً آیا می توان جلوی شکنجه های آخوندهای دجال مقاومت کرد ؟

در استراتژی پرهیز از خشونت، رهبران همیشه در صف مقدم مبارزه قرار دارند و در این راه زندان و آسیب های زیادی را به جان می خرند

سمبل چنین رهبرانی مصدق و امیرکبیر در تاریخ معاصر ایران هستند

ولی از سوی دیگر در استراتژی خشونت و ترور همیشه رهبران در منطقه ای امن قرار گرفته و اعضای عادی قربانی استراتژی ترور و خشونت می شوند

سمبل چنین رهبرانی نیز حاج مسعود رجوی و بن لادن ها و …… که خود را به اروپا رسانده، یا در لانه امنی بسر می برند

ولی اعضای اسیر در فرقه رجوی در انتظار و صف قربانی شدن در گرداب عراق ایستاده اند

در یک کلام در استراتژی * خشونت و ترور * حاج مسعود رجوی اعضای اسیر در فرقه اش را قربانی می کند و خود را به اروپا و خانه های امن می رساند

دسته بندی :

نوشتن دیدگاه

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تمام حقوق ترجمه قالب برای rr محفوظ است.