close
تبلیغات در اینترنت

چشمان رنگین کمان

من زهرا معینی ، خواهان یک مناظره ای تلویزیونی رودررو و مستقیم با ریئس جمهورمادالعمر و(مسئول شورای ملی مقاومت) هستم
صدای زنان - امروز : سه شنبه 03 مهر 1397
تبلیغات در سایت

مترجم سایت

۲
۱
basn

چشمان رنگین کمان

خانم هما ایران پور ساکن شیراز ، خواهر (محمدرضا و احمدرضا ایران پور، تحت اسارت فرقه مخوف رجوی در لیبرتی، عراق)

سه شنبه ۱۹ مرداد ماه ۱۳۹۵

چشمان رنگین کمان

هما تاج دختری که چشمانش لبریز رنگ بود روزی با پدر و سه خواهر و مادری با شکمی ور قلمبیده به پارک رفتند. وقتی پدر از سفر بر می گشت و خانواده را به پارک و تفریح می برد خیلی خوش می گذشت. پدر عکاس دوره گرد را صدا کرد تا یک عکس دسته جمعی بگیرند. وقتی همه برای گرفتن عکس آماده شدند رهگذری با دلسوزی و تاسف سرش را تکان داد و گفت : پنجمین بچه شما هم دخترست. هیچ کس به روی خودش نیاورد اما هما تاج به گل پیچ امین الدوله نگاه کرد و از خدا یک برادر زیبا خواست. با به دنیا آمدن برادر زیبا رنگ چشمان هما تاج به رنگ آسمان در آمد و بعد از آن روز با هر آرزوی خوب برای دیگران رنگ چشمان هما تاج تغییر میکرد. مثلن وقتی پدرش با وجود بیماری او را قلم دوش برای زیارت به حرم ضامن آهو برد دلش نیامد با پا بقیه زائرین را دور کند تا پدر بیمارش زودتر به ضریح برسد و شفا بگیرد و بلافاصله چشمانش سبز رنگ شد یا روزی که تغذیه خودش را به هم دبستانی فقیرش بخشید و خودش گرسنه ماند چشمانش سبز شد.

 هما تاج قلبی پراتاق داشت که برای دوست داشتن همه جا داشت و هر روز اتاقهایش پر جمعیت تر میشد تا اینکه آدم دزدها (فرقه رجوی) برادر رعنایش را که چشمان شفافی داشت و موهای بور و قدی که دستان هما تاج برای انداختن دور گردنش کوتاه بود را دزدیدند.

Rainbow Eyes _ Homa Iranpour _ Text

هما تاج سالهای سال به دنبال برادرش جهانگرد شد و در این سالها برای پیدا کردن برادرش به انسانهای زیادی برخورد که خود را برادرش می دانستند اما دریغ که جز اندکی بقیه برادران ناتنی بودند و رفیق نیمه راه که بی دلیل دل می شکستند. با هر دلشکستنی رنگ چشمان هما تاج باز هم تغییر می کرد. برای اولین بار رنگ چشمان هما تاج سیاه شد بعد قهوه ای بعد خاکستری بعد دودی و بعد کم کم شفافیتش را از دست داد.

اکتون هما تاج بعد از سالها گشتن به دنبال برادرش دیگر جهانگرد نیست و برای دیدن جهان سیاه باید با انگشت ، پلک تنها چشمش را که دچار افتادگی شدید شده بالا بگیرد به امید اینکه بتواند روزی برادر تنیش را که چشمان شفافی داشت ببیند…..

لینک های مرتبط :

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=20120

گزارش خانم نرگس ایران پور از سفر خانواده ها به لیبرتی ، اسارتگاه فرقه رجوی در عراق

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=20061

جنگ کثیف دارودسته ی رجوی با خانواده ها

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=19418

گزارش تصویری سفر خواهران ایران پور به اسارتگاه لیبرتی در عراق ـ خرداد ماه

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=19099

سرو شیراز

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=19029

پرده ی پیراهن

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=18895

صدایی که فریاد نداشت

http://youtu.be/ZY2Tk_Ci5G0

http://www.nimnegah.org/farsi/?p=18745

خواهران ایرانپور ـ گزارش سومین روز حضور پشت درب‌های بسته‌ی لیبرتی

Homa iranpourrrr (3)

نوشتن دیدگاه

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تمام حقوق ترجمه قالب برای rr محفوظ است.