close
تبلیغات در اینترنت

اسیران گرفتار درلیبرتی و آلبانی ،قوز بالا قوز فرقه رجوی

من زهرا معینی ، خواهان یک مناظره ای تلویزیونی رودررو و مستقیم با ریئس جمهورمادالعمر و(مسئول شورای ملی مقاومت) هستم
صدای زنان - امروز : چهارشنبه 05 اردیبهشت 1397
تبلیغات در سایت

مترجم سایت

۲
۱
basn

اسیران گرفتار درلیبرتی و آلبانی ،قوز بالا قوز فرقه رجوی

 

با پایان جنگ بین ایران و عراق در سال هزار و سیصد و شصت و هفت شمسی مشکلی بر مشکلات و قوزی بر قوز فرقه رجوی اضافه شد.تا قبل از آن رجوی با تحلیلهای تکراری نفرات اسیر در فرقه  را هر ساله با شگرد و ترفندی جدید سرگرم میکرد و با برگزاری نشستهای طولانی  و با ارائه  یکطرفه طرحها و تحلیلهایش و سرنگونی هر ساله رژیم نفرات بواقع اسیر و دربند تشکیلات مافیایی خودش را ازاین ستون به آن ستون  بدنبال خودش میکشاند تا بلکه شاید در ایران تغاری بشکند ماستی بریزد.

اما بعد از جنگ سرگرم کردن جماعتی حدودأ پنج هزار نفره،آنهم در مساحتی حدودأ بیست در بیست کیلومتر در وسط بیابان و کاملا ایزوله کار آسانی نبود.بعد از جنگ یکی از اصلی ترین محورهای کاری مسئولین بالای فرقه ومسئولین  قرار گاهها پر کردن برنامه روزانه این جماعت گرفتار در مرداب رجوی بود آنهم بگونه ای که این نفرات در طی روز چنان مشغول و سرگرم باشند که فرصت یک دقیقه فکر کردن هم نداشته باشند.
البته در شرائط موجود درآنزمان درکمپ اشرف و نبود هیچ روزنه امیدی برای رهایی از وضع موجود برای  ساکنین اسیر این فرقه بهر شکل روزگار در کمپ اشرف سپری میشد .
برای کسانی که خود در چنگال این فرقه گرفتار بودند کاملأ روشن است که بعد از پایان جنگ و بخصوص بعد از واقعه یازده سپتامبر کار نفرات در کمپ اشرف چیزی نبود جزکندن خارهای بیابان اشرف یا جارو کردن خیابان صد آنهم زیر باد و طوفان گرد و خاک عراق یا رسیدگی به مسئولیتهای دوم و سوم و.... یا رفتن به نشستهای روزانه وشبانه و هفتگی  این و ان مسئول و شنیدن بحث ها و تحلیلهای تکراری.
اما شرائط در آلبانی تا حد زیادی با اشرف و عراق متفاوت است،نه سلاحی وجود دارد که روزانه و هفتگی و فصلی با نظافتشان وقتی پر شود نه خیابان صدی وجود دارد،نه بیابانی  نه حکومت صدامی که امید فرار از درون این فرقه را برای اسیران در بندش کمرنگ یا کور کند.
البته از آنجایی که مسئولین این فرقه سالیان تجربه سرگرم کردن و و عده سر خرمن دادن به این اسیران را دارند احتمالأ میتوانند خیابان صد جدیدی در آلبانی نیز برای اسیران خود فراهم کنند یا به نشستها و توهم گوییهای خود با طرح و برنامه ای دیگر ادامه دهند اما تا کی هم مسئولین و هم اسیران در بند میتوانند این وضع را حفظ کرده و ادامه دهند.تا کی میتوانند به مانند عراق ریل انطباق بروند وخود را فریب دهند.
اگر سن متوسط افرادی را که به این فرقه  در اوائل انقلاب وصل شدند بین بیست تا بیست و پنج سال فرض کنیم متوسط سنی این افراد بعد از گذشت چیزی نزدیک به چهار دهه از انقلاب اکنون چیزی حدود شصت تا شصت و پنج سال وسن متوسط اسرایی که به این فرقه از روی ناچاری و بدلیل فضا وشرائط بسیار سخت اسارتگاههای صدام حسین به فرقه روی آورده بودند چیزی حدود پنجاه تا پنجاه وپنج سال میباشد.
بهر حال جدا از مشکلات مذکور بایستی هزینه نگهداری و سرگرم کردن این اسیران که چیزی حدود سه هزار و پانصد تن نیز هستند در نظر داشت.واین نکته که محصور،ایزوله و راضی نگهداشتن این افراد که  هزینه هنگفتی  نیز برای فرقه در بر دارد چه سود و منفعتی  در دراز مدت برای رجوی و باندش دارد.
اما از آنجایی که هرکس از چنگال این فرقه رها میشود دل پر دردی ازسیاستها و ندانم کاریهای این فرقه و  مسئولینش دارد ،آنهم دردها و حرفهایی که در طی این سالیان  در اسارتگاههای اشرف و عراق به علت فضای امنیتی و پر از رعب و وحشت از اظهار نظر آزاد اکنون لایه لایه بر روی هم انباشته شده ،همواره برای فرقه رجوی این تهدید وجود دارد که روزی آنها نیز سکوت خود را شکسته و دست به افشاگری بزنند ،از اینرو تلاش رجوی و باندش  در قدم اول قطع رابطه این اسیران با خانواده ها یشان و دنیای بیرون است،مبادا این ارتباط آنها را از فضایی که رجوی با هزینه هنگفت در میان این اسرا و در طی این سالیان بوجود آورده در وهله اول خارج کرده و در قدم بعد آنها رابه منتقدانی تبدیل کند که ابعاد خیانتهای این فرقه را از زوایای ناگفته دیگری بر ملا کنند.
از همین روست که مسئولین فرقه برنامه خروج این اسرا را بگونه ای با کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد هماهنگ کردند که این اسرا از نظر مالی و معیشتی کاملا وابسته به فرقه و در چنگال آنها باقی بمانند.
به احتمال زیاد این همه هدفیست که در قدم اول و در طی این سالیان مسئولین این فرقه دنبال کرده اند.اما مسلما چگونگی حفظ این شرائط قدم دیگریست که اجرایی کردن آن به مراتب غیر عملی تر و دشوار تر خواهد بود.
هیچ شکی نیست که علیرغم ژست های این فرقه در قبال این اسرا،این رغم بالا از اسیران در بند، قوزی هستند بالا قوز رجوی و باندش ،قوزی که میوه ایست از دهها میوه دیگر اشتباه استراتژیک ورود به عراق و همکاری با صدام حسین.
بعد از ورود کامل این افراد به آلبانی بایستی دید که چه طرح و برنامه ای فرقه برای این اسیران دارد یا میتواند داشته باشد،اما به احتمال زیاد برنامه آتی فرقه در قدم بعد از سر باز کردن تدریجی بار مسئولیت حفظ،نگهداری و سرگرم کردن این اسیران از سر خودش میباشد به گونه ای که آنها حداقل از گذشته شان در عراق یا از مناسبات درونی تشکیلات و یا در مجموع چیزی به بدی از سیاستها و خط مشئ های اشتباه  رجوی در دنیای بیرون یاد نکرده و به اعتراض یا افشاگری علیه فرقه دست نزنند.باید دید که برای اجرایی کردن این پروسه فرقه به چه برنامه هایی روی خواهد آورد اما در مجموع اجرایی کردن آن بسیار پر هزینه ،زمانبرو با گرفتن انرژی بالا از مسئولین این فرقه همراه خواهد بود آنهم بدون هیچ تضمین موفقیت صد در صدی.
اما در هر صورت آرزو میکنم هر چه زودتر این اسرا از چنگال باند رجوی آزاد شوند ،اما چه این افراد حقیقتی از میان هزار حقیقت پنهان در این تشکیلات مافیایی را در آینده بر زبان آورده و بر ملا کنند یا سکوت کنند حقیقت برای همیشه پشت ابر نخواهد ماند هر چند که این مردم ایران هستند که باید در قبال رجوی ،باند و عملکردشان قضاوت کنند که آنها نیز قضاوت خودشان را کرده اند. پرونده این فرقه امروزه نزد ملت ایران چنان سیاه و منفور است که جایگاهشان در بین مردم ایران بر هیچ کس حتی خود فرقه نیز پوشیده نیست.همینکه  مزد بگیرانی چون حسن داعی جرأت نمیکنند در مصاحبه ها و نوشته هایشان خود را به صراحت از اعضاء این فرقه یاد کنند خود گواهیست بر این مدعا که مسئولین این فرقه نیز به جایگاه واقعی خود در بین مردم ایران بخوبی اشراف دارند.
والسلام
نادر کشتکار

 

نوشتن دیدگاه

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
تمام حقوق ترجمه قالب برای rr محفوظ است.